ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
85
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
اطلاق لفظ « سخن » بر عمل آنها به عنوان مسبب دردهاى دل آن حضرت يك نوع مجاز است زيرا سخن به معناى پر كردن در حقيقت رابطهء ميان دو جسم است ولى در اين جا از آن رابطهء ميان دل وفعل كه دوّمى امرى غير جسماني است اراده شده است . وهمچنين جملهء : جرّ عتمونى نغب التهمام انفاسا ، « كاسههاى غم واندوه را جرعه جرعه در كأم من ريختيد » ، يعنى لحظه به لحظه غم را به سوى من روانه كرديد اين جمله نيز بطور مجاز به كار برده شده است زيرا جرعه جرعه ريختن معمولا در مورد وارد كردن آب ومانند آن در گلو به كار مىرود . عارض شدن اندوه بر نفس آن حضرت ودردهاى جسماني كه لازمهء آن ، غم واندوه است وتكرار آن از طرف ياران ، شبيه نوشيدنيى ناگوار بوده كه جرعه جرعه به كأم آن حضرت ريخته شود . كلمهء « انفاسا » سخن امام ( ع ) مجاز درجهء دوم است زيرا نفس در لغت به طور حقيقي هوايى است كه وارد دستگاه تنفّسى مىشود . بعدها اين كلمه در عرف عام براي آنچه كه به قدر نياز در هنگام داخل شدن هوا نوشيده مىشود به كار برده شده است ، يعنى لفظي كه براي كل وضع شده « نفسا » در جز به كار بردهاند . در اين مورد امام ( ع ) اين لفظ را در آن مقدار از غم واندوهى كه لحظه به لحظه از ناحيهء يارانش بر أو وارد مىشده به كار برده ، واين درجهء دوم از مجاز است . ( 6453 - 6431 ) وأفسدتم رأيي بالعصيان ؛ « با رعايت نكردن دستورهاى من انديشهام را تباه ساختيد . » اين جمله حاوي آخرين شكايت آن حضرت از أصحاب خويش است ومعناى تباه كردن رأى آن حضرت آن است كه در اثر بىتوجهى به دستورهايش ، خود به خود وجود آن حضرت از نظر ديگران بي فايده تلقّى شده است تا آنجا كه قريش گفتند : اگر چه أو مرد قهرمانى است ولى در كارهاى جنگى مهارتى ندارد ، زيرا وقتي كه عامّهء مردم از ملّتى بىتدبيرى ويا انديشهء ناسالمى مشاهده كردند معمولا آنرا به رئيس وسرپرست آن ملّت نسبت مىدهند